بیهوده بی اثر...
زنگار بسته تیغ تبر،
ـ در سینه های درد...
از آخرین نبرد ـ
بیهوده بی ثمر...
(دیگر،
بر انتظار «تاوه»ی محزون ، نشسته گرد.)
اسفند دانه های عاطل و باطل،
اجاق سرد...
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 17:47  توسط محمدصادق ملکیان
|